.:آن سوی کهکشان:.
به نام خدايي كه در اين نزديكي ست...
بالانوشت: اين آپمو نه بخاطرمحتوياتش بلكه بخاطركسي* كه الان موقع پست اينا اينجا پيش من نشسته..خيلي دوس دارم...تازه اين اوليشه... كاش مي دانستم كه چرا روزوشبم با تو گره خورده ولي...باز هم باك ندارم ك "دلت مال من است" وهمين ازسرمن هست زياد!كاش يادت نرود كه كسي هست در آن سوي زمين، جنسش از سنگ ولي،تا فراموش شود مي ميرد! - بازم اومدم! گيج و مبهوت بين بودن و نبودن...! اما پليز ويت بيكاز آيم نات ردي!! خيلي وقته نيومده بودم اين جا!خوب چيكار كنم حس اومدنم نمي يومد! - الان ديگه ترم اولي نيستم!(20امتياااز) - دوباره داره بوي بهار مياد...ازون گلايي كه جلوي گلفروشي، من يكيو به يه حسي وامي دارونه..تا فك كردن واسه چه جوري چيدن سفره ي هفت سين!! شايد تو يه همچين وضعيتي فك كردن به اين چيزا خنده دار باشه،اما من... به قول يكي* : زندگي آب روان است، روان مي گذرد... -من مـــنتـــ ـ ـظــــ ـرم...اون اتفاق خاص، يا بهتره بگم اون شخص خاص... به اون( شخص خاص) كه مياد اينجا رو مي خونه: "..نيستي و نبودنت ،بودنت رو به رخم مي كشه...هر ثانيه، هر ساعت..." زيرنوشت: سولار: ا م ي د (جاست به خاطر اونايي كه ممكنه اولين بارشون باشه، وگرنه بقيه از حفظن..!) منم اینجام ، میدونید که کیم؟![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


