تبليغاتX
.:آن سوی کهکشان:.




















.:آن سوی کهکشان:.

به نام خدايي كه در اين نزديكي ست...

خوش آمدی به خزان...

آسمان را بنگر ، که هنوز بعد صد ها شب و روز ، مثل آن روز نخست گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد! یا زمینی را که دلش از سردی شب های خـــزان ، نه شکست و نه گرفت ! بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید و در آغاز بهار، دشتی از یاس سپید زیر آهامان ریخت ، تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست !

 

پاییز بود که اولین پستمو انداختم ...می شه الان "آن سوی کهکشان" رو یه ساله فرض کرد ...

خوب دبگه خوبی ، بدی ای اگه از ما دیدین ، یا اگه هیچی ندیدین، یا اینکه اصلا ما رو ندیدین، یا اینکه تلاش کردین ببینین و نشد، یا الان که فکر می کنین می بینین نه! شما اصلا تا حالا به این بعد قضیه نیگا نکردین ...

یا اگه خواستیم کباب کنیم صواب شد... دپسرده نباشید بر می گردیم !!

بودن بچه ها یی که از کوچولوگی های این وب باهامون بودن بعدش مفقودالاثر شدن ... ما نمی دونم چی شدن ؟! و هستن بچه هایی که هنوز هستن ... و خواهند بود اونایی که خواهند اومد...(دیگه نگم ؟ باشه! )

صدای اندرونی : آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟؟؟

ااااااااااا خوب چه ربطی داشت؟ ما داریم می ریم ... نیومدیم که !

شاعر می گه: ناگهان چه زود دیر می شود...

و پاییز بود که ...

 تو مثل راز پاییزی...

 

زرد است که لبریز حقایق شده است

تلخ است که با درد موافق شده است

شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی

پاییز بهاریست که عاشق شده است..

 

و پاییز زیبا ترین است...

 

اینم قطعه ای از طرف دافی جفنگ البته بدون اجازه کش رفته شده است...!!

جای من خالیست ...

جای من در میز سوم در کنار پنجره خالیست...

جای من در درس نقاشی ...

جای من در جمع کوکب ها

جای من در چشم های دختر خورشید

جای من در لحظه های ناب

جای من در نمره های بیست

جای من در زندگی خالیست..!

 

امضا دافی قشنگ

اینم هدیه ی دافی جفنگ به دافی قشنگ...:ى

و بالاخره...

پ.ن: شاعر می گه: ما هم رفتنی شدیم بابا... اما فراموش نکنیم حالا

(نکنیم : نکنی مرا....جهت جور شدن قافیه شاعر مجبور شد شعرشو این جوری بگه!!)

پ.ن1: دیگه چه پ.ن ای ؟... رفتیم مدرسه دیگه...

پ.ن2: اینم الگوریتم حل مشکلات !

پ.ن3: واسمون دعا کنید... واسه هممون ...

پ.ن4: به پایان آمد این وبلاگ ... یه روزی بر می گردیم ...

پ.ن5: بدو ... برو ادامه مطلب...

 

 

به قول رفقا ، خداحافظ همین الان...

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 14:29 توسط Denise| |


Design By : Night Skin