تبليغاتX
.:آن سوی کهکشان:.




















.:آن سوی کهکشان:.

به نام خدايي كه در اين نزديكي ست...

سلام...

ماه رمضونتون مبارک!...روزای عجیبیه...زندگی آدم دگرگون می شه...با این همه تنوع...من عاشق اون لحظه ایم که می خوای روزتو باز کنی...نه به خاطر غذاهاش نمی گم که!...اون لحظه ای که دعا می کنی رو می گم...اگه بخوای واسه همه دعا کنی باید قید افطارو بزنی!...بعدش به خدا می گی خدا جونم تا این جا رو داشته باش برا بقیه فردا دعا می کنم!...فردا که می شه می گی بزا دیروزی هارم یه دور مرور کنم!...خلاصه...می گذره دیگه...

اولین روز ماه رمضون بود، این برنامه هه هست شبکه ی 3 دم افطار پخش می کنه...یه گزارش پخش کرد نمی دونم دیدینش یا نه...رفته بودن مرکز حمایت از کودکان بی سرپرست... گزارش گره از یه دختربچه هه پرسید اگه بخوای دعا کنی به خدا چی می گی ؟

گفت : "مامانم بیاد منو ببره........"

قاصدک، ابرهای همه عالم شب و روز در دلم می گریند....

 

*        *        *       *        *

ماه من!

غصه اگر هست، بگو تا باشد!

معني خوشبختي،

بودن اندوه است...!

اين همه غصه و غم، اين همه شادي و شور

چه بخواهي و چه نه! ميوه يك باغند

همه را با هم و با عشق بچين...

ولي از ياد مبر

پشت هر كوه بلند، سبزه زاري است پر از ياد خدا!

*    *      *     *    *

می گن بعد سحری بیدار باشید درس بخونین! من یکی که نمی تونم !! درسته که شبا به زور خوابم می بره ولی بعد سحریو نیستم !!!

پ.ن : باید یه کاری کنم ... ولی نمی دونم چی !

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 14:0 توسط Denise| |

یه عـــــــــالمه سلام ...

رفقا هی کامنت گذاشتن و آف و پیامک و فلان و اینا  که چرا آپ نمی کنیو ... تکراری شده وبو...منم منتظر شدم تا امکانات فراهم بشه و یکم مشغله ی زندگی کم تر شه تا بتونم پست بندازم .. راستش از وقتی که تا حالا می خواستم آپ کنم ولی نمی شد...

امروز جاتون خالی با رفقا رفتیم اردو! چی ؟ نه بابا دلتون بستنی نشه آخه اردوی اردو هم نبود!!

 فقط امتحانمون یه جایی غیر از جایی که باید برگزار می شد، شد (!) (حالا باز "بعضی" ها می گن شما چقد درس می خونین و چقد امتحان می دین و چقد اینا! شما به اردو رفتنمون توجه کنید نه به ...!!) 

تازه  مامان ها ی گرام هم با هامون اومده بودند ... و حین جدال ما با سوالات یه جلسه ی محرمانه با مسئولین و اولیا پشت درهای بسته برگزار شد که ما نمی دونیم یعنی در مورد چی می تونستن صحبت کرده باشن ؟؟ هر چی بوده قضیه ی نقطه ی اوج و اینا بوده دیگه یا همون آسانسورای ترقی !!

خوب داشتم می گفتم ... می تونین حدس بزنین کجا امتحان دادیم ؟ خودم می گم ... تا حالا توی رستوران امتحان دادین ؟؟!! خوب ما امروز تو رستوران!!! امتحان دادیم ...

باور نمی کنین ؟؟

وقتی که داشتیم امتحان می دادیم ...

عـــــــــــــسک!

وقتی داشتیم برمی گشتیم با یه منظره ای روبرو شدیم ...در جست و جوی سایه...

اصلن نمی گم که با چه وضعی امتحان دادیم ... صدای قاشق ، چنگال و دود و قیژ قیژ بازو بسته شدن در و ... من اینا رو نمی گم ... ولی تنها مزیتی که داشت این بود که کولر روشن بود و اصلا مشکل گرما نداشتیم (برخلاف همیشه!)

بعد از امتحانم که همون جا ناهار خوردیم و دریا و ... و من اصلا احساس اردو رفتگی بهم دست نداد!!

*        *        *

می گم این تابستون مدرسه رفتنم عجب مکافاتیه ها! ایشالله نصیب "بعضی ها" بشه تا به بچه ی مردم تهمت نزنن! تازه اونم با وجود سکونت مسافران ، اندرونی بعضی کلاس ها و تسخیر جای جای حیاط و هر جایی که اندکی سایه می نمود و می شد بهش پناه برد !

نمایی از مـــــــــــــــــــــــدرسه مون...

مــــــــــــــــــــــــــــدرسه مون وقتی که محل اسکان فرهنگیان شده بود...

تو حیاط به بچه های فرهنگیان که برمی خوردیم ازشون می پرسیدیم که از کجا اومدن ... یکی می گفت از مشهد ... دیگه ای (!)می گفت از اصفهان ، همدان... یه دختر کوچولییم بود که داشت با بچه های دیگه بازی می کرد وقتی دوستم ازش پرسید ازکجا اومدی گفت من بچه ی سرایدارم ......( )

می خواستم عکس اون بچه ها رم بزارم ولی به خاطر رعایت حقوق صاحبان عکس و اینکه گفتم شاید زیاد مطابق با اخلاق نباشه واسه همین از انجام این فقره معذورم..!

 

"سپیده که سر بزند

در این بیشه زار خزان زده

شاید دوباره گلی بروید

شبیه آن چه در بهار بوییدیم

پس به نام زندگی

هرگز مگو هرگز.."

 

 

...خوب 2تا تصویر گذاشتم تو لینکای زیر،

 وقتی می خواید بهشون نیگا کنین چشــــــاتــــــونــــــو بندید و نفس نکشیــــــــــد!!!

 شوخی کردم بابا! نفس بکشید ، چشمارم وا کنید ! تا ببینیدش !

این تصاویر برای تعیین میزان توانایی کنترل استرس افراد به کار می رن . هر چه توانایی کنترل استرس در شما پایین تر باشه حرکت بیش تری رو خواهید دید....

تصویــــــر1

تصویــــــــر2

این دفه یه کلیپ گذاشتم برای دانلود ....با عنوان مارمولک ها هم عاشق می شوند... (306kb) البته اگه ندیده باشیدش...

----> این فک کنم این دختره( ب.ب) باشه !! با اون حرکات مضحکش !!(اسمشو نیاوردم که یه وقت گناهکار نشیم! شما خودتون بفهمین کیه!! همونی که هرشب نشونش مـــــــی دن..!!!

من که ترجیح می دم به جای نگا کردن به حرکات .......این یاروهه این جا باشم:

 

یه سوال فوق العاده خوش بینانه : تو بهشت بهمون اینترنتم می دن ؟؟!!بالاخره ما باید بدونیم تا چه حد امکانات خواهیم داشت یا نه ؟ (فوران امید و آرزو..)... :

 

واقعا....؟؟

 

 

اااااااا مثل اینکه از اتاق فرمان دارن اشاره می کنن می گن وقت برنامه داره تموم می شه خوب ببخشید چقد تایم باقی مونده ؟ می گن دو خط!! پس منم یه بیت شعر می نویسم شمام خوب بخونیدش :

 

"راز خود هرگز مگو با محرمت

زانکه محرم ، محرمش نا محرم است "

 

 

پ.ن1: دیدین داشت یادم می رفت پ.ن بگم ؟! اصلا می دونیــــن، به نظر من پ.ن برای پست مثل ... مثل چی برای چی می مونه؟؟ آهان ! مثه موز می مونه برای شیرموز!! یا مثه پیام بازرگانی می مونه وسط یه سریال پر طرفدار!! یا مثه کهکشان می مونه برای..!

پ.ن2: منظورمو از سریال پرطرفدار که می دونین چی بود ؟ آره ! مدار صفر درجه..

پ.ن3: صفحه بندی کامنت دونی ، خوب یا بد ؟ مسئله این است...

پ.ن4: ادامه مطلب رو هم بخونید ... (باعنوان قلب آدمی )

پ.ن5:آپ بعدی به احتمال بسیار زیاد اولین روز پاییز خواهد بود ... پس این قد نگین چرا آپ نمی کنی !

پ.ن6:ایام خوشی رو براتون آرزو می کنم همراه با اندکی ، نه اندکی نه ، یه عـــــــــــــــــــالمه مولار..

پ.ن7:این دفه نیت کرده بودم پ.ن نزارم ..!!

پ.ن8:اتاق فرمان خودشو کشت !!!من دیگه می رم …

 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 0:0 توسط Denise| |


Design By : Night Skin