تبليغاتX
.:آن سوی کهکشان:.
.:آن سوی کهکشان:.
به نام خدايي كه در اين نزديكي ست...
نگارش در تاريخ پنجشنبه سی ام فروردین 1386 توسط Denise

جهان تنگ است  انسان تنهاست پس شتاب كن و روز را آذين ببند اگرنه شب دردامنت مينشيند!  

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــلاااااااااام بر شما دانش آموزان ، دانشجویان، پشت کنکوران ، دم کنکوران، علافان ،

وبمستران گل و شیطون بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلاااااااااااا!

چطوریایین ؟ خانواده خوبن ؟ دوستان چطورن ؟  منم خوبم به سلامتی ... رفقای همیشه در صحنه ی منم

خوبن...دلم براتون تنگیده بود...

چندی پیش آساهی عزیز یه مسابقه بر گزار کرد و منم دعوت کرد که شرکت کنم ...

موضوشم این بود که سه تا از ترسای دوران کوشولوگیت رو بگی ...البته من به آسا گفتم که از همون دوران آدم شجاعی بودم ولی خوب باید شرکت می کردم دیگه ....(شمام اگه دوست دارین می تونین تو کامنتا ترسا تونو بگین...)

*

گفتم کوچولوگی یاد یه چیزی افتادم ...البته این مال سالیانه پیشه... کلاس پنجم که بودم به عنوان نماینده ی کلاس مشق و تکالیف بچه ها رو نگاه می کردم ...وهیشکی هم نبود که دفتر منو نیگا کنه منم مشق نمی نوشتم آخ کیف می کــــــــــــــــــــــــــــــــردم!

*

چند روز پیش داشتیم تو حیاط مدرسه واسه خودمون قدم می زدیم که یهو دیدیم ای دل غافل!...

 چند تا از بچه های انسانی اطراف در مدرسه می پلکن ... بد جوری مشکوک می زدن !

 ما هم شم کنجکاویمون تکون خوردو اونا رو تحت نظر گرفتیم و دیدیم بـــــــــــــــــــــله!...

 bfها شون اومدن دم در واسشون چیزایی از قبیل بستنی و چیپس و پفک و .... آوردن !(خااااک تو سرشون!)

 آخه خاک تو سرا مدرسه هم جای این کاراس؟؟؟ ما هم کلی به  bfها شون و همین طور بکس مدرسه ی خودمون  خندیدیم خیلی دلقک بودن خداییش!

*

یکی دیگه از اتفاقاتی که در هفته ی اخیر رخ داداین بود که چند تا از بچه ها ی کلاسمون یه موش گزاشتن رو میز معلم البته موشه پلاستیکی بود ولی خیلی چندش بود و واقعی می نمود!! معلم مبانی مون هم که اومد تو کلاس فکر کرد واقعیه....! قیافش خنده دار بوداااااا!

 از اون موقع باها مون بد شده! البته بچه هام کار درستی نکردن خداییش موشه خیلی چـــــــــــــــــــــــندش بود!! ولی با این وجود زنگ مبانی خیلی بهمون می کیفه آخه یه ساعت می ریم تو مرکز کامپیتر که یه گروپس کامپیوتر که تو نوع خودشون فسیل هستن اونجا ریخته ما هم هر دفعه که مبانی داریم تو کیفمون لبریز از انواع cd و فلاپیه ! یه کامپیوتر مادرم هم اونجا هست که روش بر چسب زده (با این رایانه کار نکنید) حتی نمی زارن از کنارش رد شیم ، می گن اطلاعات مهم مدرسه توشه!!!!!!!!

ما هم که کـــــــــنجکــــــــــــــاو!! تو یه فرصت عالی به سردستگیه خودم نشستیم پشتش از اون جا که pass همه ی کامپیترا (شاهد)ه به راحتی نفوذ کردیم توش و چه کیفی کردیم گرچه هیچ گونه اطلاعاتی از قبیل نمره و ... توش نبود و حتی مسنجرم نداشت اما من به  یکی از cd  های  توی کیفم متوسل شدم و در کسری از دقیقه مسنجرو نصب کردیمو بــــــــــــــــــــــــــعله !  حدود 1 ساعت مشغول بودیم و چه خاطره ای شد واسمون! البته بعد ها بچه ها یه باردیگه بدون من این کارو تکرار کردن !!(نـــــــــــــــــــــــا مــــــــــردا!)

*

دیگه اینکه یکی ازهمین روزا می ریم اردو ...

روز معلم هم که نزدیکه (معـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلم ! شمع شدی شعله شدی سوزوندی تا ...)

*

معرفی فیلم میان پستی : (آهنگشو خودتون بزنین لفطن!) فیلم 33 در پاسخ به فیلم 300 توسط یه گروپس از بروبچز دانشوران در حال ساخت است جریان فیلم از این قراره که بعد از حمله ی هواپیما ها و بمب افکن های آمریکایی به ایران و حرکت اونها به سمت تاسیسات هسته ای ایران برای نابود کردن اونا بروبچز دانشوران برای دفاع از میهن با سنگ به هواپیماها حمله می کنن و هواپیماها رو هوا می ترکن!

بعدشم این 33 نفر بدون اینکه زخمی برداشته باشن به فلسطین حمله می کنن و اونو از وجود اشغالگران پاک می کنن! بقیه ی این فیلم رو لفطن خودتون ببینین...!(حالا دوباره آهنگ بزنین!)

*

خوب بچه ها  شما می دونین (...) یعنی چی؟ یا همون سه نقطه ی خودمون ؟الان می گم بهتون :

 

...

سه نقطه شاید از جالب ترین اختراعات باشد

سه نقطه به معنای چیزهای مشابه

سه نقطه به معنای گریه ای پنهان

سه نقطه به معنای چیزهایی که می دانیم و نیازی به نوشتن نیست

سه نقطه یعنی دردهایی که داری اما نمی توانی بگویی

سه نقطه یعنی غم هایی که داری اما نمی توانی بگویی

سه نقطه یعنی حرف هایی که می خواهی بگویی اما نمی توانی

...

*

پ.ن1: معلم ادبیاتمون می گه ریا تو وجود انسان ها مثه مورچه ای می مونه که تو یه شب تاریک داره روی یه قطعه سنگ سیاه راه می ره و هیچ کس از وجودش باخبر نمی شه ...

پ.ن2: این دفه فکر کنم طولانی تر از همیشه نوشتم  از علیرضا یاد گرفتم ! البته می خواستم شونصد خط بنویسما!

پ.ن3:دقت کردین تو پست این دفعه هیچ اثری از این آدمکا نیست؟؟

پ.ن4: آنگاه که ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه ارزوهایت حس میکنی، به خاطر بیاور که                                زیبایی شبها از شکستن قلب ستارگان است.

پ.ن5: یه شعر طنز هم هست که گذاشتمش تو ادامه مطلب می تونین بخونین البته خودم با تلاش های شبانه روزی و تشویق رفقا و همراهان که نسرودمش ، یکی دیگه سروده!!

پ.ن6: هیچی ! گفتم بشه شیش تا !

خوب دیگه بچه ها مراقب خودتون باشین

بای!


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 توسط Denise

سلام بروبکس زبر و زرنگ وشیطون بلا  !!

ما که بد نیستیم ...یادتونه گفتم می خواستم از خودم بنویسم ؟ ... خوب حالا تصمیمم دچار یکمی دگرگونی شد و تصمیم گرفتم از شما ها بنویسم ...بله درست شنیدین از شما و خودم  ...پیش خودم گفتم این بروبچ کهکشانی ما بد نیست یکم همدیگرو بشناسن مگه نه ؟

خوب اولین نفر...

یعنی کی می تونی باشه این موقع شب؟؟

بله کسی نیست جز یاسی جوووون:

یاسی جون: یه دختر بی کله ، خنگِ خرخون ، میمون جلوی ما و ارسطو جلوی معلما ، 500/600تاid  با 600/700 تا هویت مختلف داره ، دوست گل (خل) خودمه ! عشق کاکا واستقلال!!!جدیدا هم یه رشته فعالیت های سیاسی رو می خواد شروع کنه!!

علیرضا : گاهی حالش بس ناجوانمردانه خوبه و گاهی هم...! ، ماهی قرمزاشو می زاره تو یخچال!(صد دفه گفتم بیار بده من بزارم تو وبم!) قراره واسه من قالب بسازه ! (تو توهم اینو خودش بهم گفته!!!)

طومارنویس معروف (3 سال طول می کشه آپشو بخونی!)، قلبشو تو جیب عقب دیگران جا می زاره !

فعلا وبش بین هوا و زمین معلق مونده!

مهردخت: ملقب به ماری گلد ، تپل مپل ، قدش 50 سانته ، وزنش 100 کیلو!،معلق در صفحات یاهو 360 ،

عشق کمانچه و آرسنال ، کیفش پراز کارت تبلیغاتیه  ،روزی 2 بار هر بار 5 ساعت اکونتشو شارژ می کنه!

البته درس هم می خونه یه کمی!،کله اش یه ذره بوی قورمه سبزی می ده تنش می خواره دنبال یه همکار برا فعالیت های سیا سیش می گرده!

سیلور سعید : یه سی سی  گناهکار ! (جدیدا شده بیگناه ! ) ، همیشه فرا تر از زمانه ! ، یه قاشق  خالی بند ! (می تونید کف گیرم در نظر بگیرین!) ، وبش فعلا به حالت تخته به سر می بره !! ( داره خر می زنه!!) سیلور اینجاســــــــــــــــــت!

آرزو: ملقب به دکتر ماچمالوف ، برنده ی چندین جایزه ی نوبل فیزیک!!، سخنران بلامعارض مدرسمون ،ضد boy ، با پنبه سر می بره! ، سالی دو بار هر بار به مدت 5 دقیقه و 23 ثانیه on  می شه!

شیوا جون:یه دختر دیلاق!، یه چی تو مایه های پلنگ صورتی ، ملقب به مارمولک خشکیده!جدیدا تو یکی از کافی نت های شهرشون چادر زده شب و روز اونجاست! صندلی کامپیوترش هم تو خونه توالت فرنگیه که مجبور نشه پاشه از جاش ! بین خودمون بمونه...بسیجیه!! ادعا می کنه که فقط با دخترا می چته! (فقط ادعا می کنه!)

پیشی گنده هه: یه پسل با شخصیت ، دوست همه ی پیشی های دخمل!، قالب ساز حرفه ای ( می خواد واسه منم قالب بسازه ! اینم خودش تو توهم به من گفت) ، کماکان در پی خوردن ماهی قرمز وب من!

گوگرد: از بروبچز دانشوران ،مورد نیاز در مراسم چهارشنبه سوری ، فقط کافیه کبریت بکشی روش ، گل زن معروف تیم chemical brothers! (گل زن بودی دیگه نه؟) ، بچه ی انزلی !

آرین : یه کهکشانی ، هم اسم خودش شبیه اسم منه هم اسم وبلاگش ! ، یکی از بروبچز دانشوران و هم چنین انزلی !

آساهی : ملقب به آسا ونگه ! بچه ی کار درستیه !

داش محسن : کماکان مفقودالاثر...

فلوئور: یکی دیگه از بروبچز دانشوران ، الگترونگاتیوترین پسر وب !!  

دنیا : ملقب به بیهقی ! ( از وقتی اوچولو بوده خاطره می نوشته )

Gigolo : بچه ی باحالیه ، وبش فیلتره ( گناه داره...آخه چیکار دارین با وب بچه ی مردم!؟ فردا پس فردا می ره خودکشی می کنه!

نی نی قلو : یه نی نیه منتها 10/11 سالشه!!!!! ، اومده قاطیه ما آدم بزرگا !، شیطون بلا !

آلاد: بچه ی خوبیه ، وبشم قشنگه مخصوصا آهنگی که گذاشته تو وبشو خیلی دوست دارم.

خووووووووووب ! حالا نوبت کیه ؟؟

بـــــــــــــــــــلـــــــــــــــــه! نوبت آذینه دیگه بابا !

آذین : هزارچهره ، هزار رنگ ، هزار طرح (یه تختش کمه!!)، آب زیرکاه و مرموز، شاگرد کمال الملک ! البته خیلی خوب مونده نیگاش کنی 17 سالش بیش تر نی ! ، تو کیفش پر کارت اینترنته! ، خونسرد به معنای واقعی کلمه ! ، دختر پاییز، مهربـــــون ، دوست داشتنـــــــی ،( باشه بابا چرا می زنی دیگه نمی گم!)

 

 

پ.ن1: 1هفته اقامت در بهترین هتل تهران،دیدار خصوصی با احمدی نژاد ،3وعده غذا به همراه صبحانه:کره، عسل،مربا............،1هفته قرار گرفتن عکس شما در سایت های خبری معتبرومشهور شدن،پرواز خصوصی به لندن با شرکت british air ways ، پوشاک هاکوپیان به همراه چندین و چند هدیه و سوغاتی گرانبها ........

فقط کافیست 1 بار به آب های ایران تجاوز کنید!!!!

پ.ن2: اگه اسم کسی رو ننوشتم شرمندم ، ممکنه یادم رفته باشه یا اینکه چیز زیادی ازش نمی دونستم !

 

 

 

 

نگارش در تاريخ چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 توسط Denise

های علیکم !

چطورین یا نه؟!

بنا بر این بود که این دفعه یکم از خودم بنویسم ، متنش آماده بود ها ولی گفتم حالا باشه واسه یه وقت دیگه...

سیزده بدرتون چطو بود؟ مال من که خیلی معمولی بود کنار دریا و جنگلو... زیاد دوستش نداشتم...

ولی عجب تعطیلاتی بود...محشر بود!...مثلا می خواستم درس بخونم!!...تنها چیزی که بهش فکر نکردم همین بود...دوباره مدرسه و هر روز امتحانو...البته من تو تعطیلات همچی بیکارم ننشستم یه دورگشتم کل کهکشانو..از این سو به آن سو!...

ای وای دیدین چی شد لهجمو جا گذاشتم خوب الان درستش می کنم...please wait

خو لهجمو درستش کردوم ...دیگه چه خبرا ؟

می دونی چیه ؟ دلوم هوای بستنی کرده ... مو بستنی می خوااااااااااااااااااااااام

یکی از دوستام  هیچ وقت نمی تونه بستنی شو کامل بخوره...به هر حال یه اتفاقی میفته که نصف بستنیش  زرتی می ریزه پایین فرقی هم نمی کنه چه نوعی باشه واسه همین من فقط یه  نصفه بستنی می دم بش بخوره!! بقیشو خودم نوش جان می کنم !! ( خیلی کیف می ده خداییش...ایشالله یه همچین دوست دست و پا چلفتی ای نصیب شمام بشه!)

امروز می خوام در مورد نحوه ی با اتیکت جلوه دادن شما نزد دیگران ببحثم:

باور کنید که اصلا کار سختی نی! فقط کافیه یکم به نکاتی می گم توجه کنید:

اگر ناخنتون بر اثر ضربه ی چکش شکست بگید : "به سیم  گیتارم گیر کرده"

اگه براثرزد.خورد تو صف روغن کوپنی زیر چشتون کبود شد بگید: " توپ تنیس خورد تو صورتم!"

اگه صورتتون بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای شیرینی مملو از جوش شده بگید که خواهرتون از هلند شکلات زیادی آورده!

اگه مینی بوس شما تو جاده خاکی چپ کرد و مجروح شدید بگید:"الکی می گن زانتیا ایربگ داره!"

اگه موها و ابروتون توی چهارشنبه سوری سوخت بگید "بچه ی همسایه رو از شعله ی آتیش کشیدم بیرون!"

همین ! خوب...فکر کردین با اینا با کلاس می شین ؟ نه داداش، نه آبجی...آدم باید از درون، به طور زیر پوستی کلاس داشته باشه...حله؟...من همین طوری اینا رو گفتم ...

خوب دیگه بچه ها مو اصلا درس نخوندوم...چیکا کنوم ؟بچه های کلاسمون که نشستن به خرخونی .

امتحانا مثل مرگ بهمون نزدیکه !

بچه ها مو الان حسابی دپ هستوم ، اسکنرم مشکل پیدا کرده ... چیکا کنوووووووووووم ؟ اسکن موکونه ها ولی آخرش یهو قاط می زنه ! مو اسکنرمو می خوااااااااااااااااام ...یه نقاشی کشیدوم می خواستوم بزاروم ببینین ولی... دعا کنین درست شه می ندازومش اینجا! البته طراحیه.

راستی یه چی دیگه ! یه برنامه می خوام که فایل های gp3 رو اجرا کنه اگه دارین بهم بدین خوب؟؟

خودوم برنامه ی vcl رو پیدا کرده بودوم ولی دانلودش که کردوم فهمیدوم  ای کاش دانلود نکرده بودوم!! آخه مشکل داشت!

تو فکر یه قالب جدیدوم... باید متغیر بود...

حالا یه بیت از حضرت مولانا می خونیم تا درس زندگی بیاموزیم:

ساعتی "میزان" آنی، ساعتی "موزون" این

بعد ازین میزان "خود" شو تا شوی موزون "خویش"

 یا خدا!

بای بچه ها

نگارش در تاريخ چهارشنبه یکم فروردین 1386 توسط Denise

Happy new year!           

 

سلاااام

عید شما مبارررررک!

چه خبر ؟

چه می کنید با نوروز؟

تعطیلات حسابی چسبیده دیگه...

ما آخرین روزی که رفتیم مدرسه یه سفره هفت سین پهن کردیم تو کلاسمون...جاتون خالی خیلی خوش گذشت ، من عکس هفت سینو گذاشتم که ببینید اما از گذاشتن بقیه ی عکسامون به دلیل یه سری عوامل امنیتی معذورم !

حالا اشکال نداره ...همینم خوبه !

 

 

 

با عیدی ها چیکا می کنید ؟....جیبا از همین الان پر می شه دیگه نه؟

اوضاع توپه توپ!

شاید الان رفتین مسافرت ...خوش بگذره! من که همین روزا به احتمال 39/23%  می رم مسافرت... جاتون سبز!(اگه رفتم!)

می خوام به مناسبت این عید فلسفه ی اون ماهی قرمزو که تو وبم ول می گرده براتون بگم :

این ماهی که می بینید ماهی هفت سین پارساله منه و چون ماهی های من 24 ساعت پس از سال تحویل دار فانی رو وداع می گفتن من با خودم گفتم امسال هر طور شده باید جون این ماهی رو نجات بدم واسه همین گذاشتمش اینجا حالا هم که می بینید یه ساله زنده مونده !

نتیجه ی اخلاقی!:برای زنده موندن ماهی قرمزتون اونا رو بذارین تو وب! اگرم وب ندارین غصه نخورین....                     

آگهی بازرگانی!:ماهی قرمز سفره ی هفت سین خود را به ما بسپارید ! با دریافت کمی تا قسمتی وجه نقد حاضریم ماهیتونو بذاریم تو وبلاگمون تا نمیره...تخفیف 80 % هم می دیم ...پس بشتابید...تا سیزده بدر وقت دارین و این مهلت ابدا تمدید نخواهد شد!!

 

راستی بچه ها تا یادم نرفته ...(شاعرانه بخوانید!!!) این تعطیلات رو بنده اثر گذاشته است  و مرا اندکی به سمت دنیای خارق العاده ی  شعر سوق داده است! اینک یکی از سروده هایم را می ندازم اینجا تا شما هم بخونین، جای بسی امیدواری است که شما هم خوشتان بیاید!

 

هر کجا هستم باشم ، به درک! من که باید بروم ! پنجره، فکر،هوا،عشق،زمین،مال خودت!

من نمی دانم نان خشکی چه کم از مجری سیما دارد! تیپ را باید زد!

جور دیگر اما...کار را باید جست،کار باید خود پول کار باید کم و راحت باشد!

فک و فامیل که هیچ...با همه مردم شهر پی کار باید رفت ! بهترین چیز اتاقی است که از دسته

چک و پول پر است!

پول را زیر پل و مرکز شهر باید جست!

سید خندان یه نفر! سوئیچم کو ؟ چه کسی بود صدا زد "زورو"؟

خوب، چطور بود ؟ البته اینجانب همین جا از سهراب جون پوزش می طلبم!

 

 

آیا می دونستی؟

آیا می دونستی که روزی 100 هزار وبلاگ تازه در دنيا متولد می شوند و روزانه يک ميليون و 300 هزار مطلب در آنها منتشر می شه؟

آیا می دونستی که وبلاگ های فارسی زبان هم رشد قابل توجهی داشته اند و اين زبان رو در ميان فهرست ده گانه زبان وبلاگ ها در تکنوراتی جای داده اند؟

آیا می دونستی که تکنوراتی سایتی است که وبلاگ ها رو ردیابی می کنه؟

آیا می دونستی که تا همین الان تکنوراتی 57 میلیون وبلاگ رو شناسایی کرده که 55% اونا فعالن؟

آیا می دونستی که طیق آمار این سایت زبان فارسی 1% مطالب منتشر شده رو در روز تشکیل می دن؟

آیا می دونستی که انگلیسی و ژاپنی دو زبان اول دنیای وبلاگ هاست؟

هیش کدومو نمی دونستی؟ بابا پس تو چی می دونی ؟؟حالا دپ نشی یه وقت دونستن و ندونستنش یکیه فرقی نمی کنه!

 

 یکی از بچه ها پیشنهاد داده تو وب تست بذارم ! نظر شما چیه؟

 

حالا نوبت چیه؟

اگه گفتی ؟

آره دیگه بابا نوبت عیدیه!

من عیدی می خوام یالا !... من عیدی می خوام یالا ! ....من عیدی می خوام یالا !

عیدی می خوام دیه ...مگه چیه!

خوب دیگه من باید برم بقیه ی عیدی هامو بگیرم ....

آرزو می کنم سال خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خوبی داشته باشین!

قربون همتون !

به یادتونم...

واسه منم دعا کنین!

بای

    

درباره وبلاگ

*شب سرگشته ي عشق
موج آشفته ي نور
كهكشاني به بلنداي فراق
پرازحس تر باريدن
درشمال احساس
در تب شرجي شعر
منتظرمي ماني
وبه تو مي خندند
آدمك هاي سوال
وحسوداني شوم
برسرهرپل عشق
نقشه ي سنگي ديواري را
مي كشانند به هر لذت شرم
اين قفس جاي تونيست
پربگيرازنوسان ماندن
كهكشاني تنهاست...*

آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
قالب وبلاگ